سلام...!
من فرشته ام. 16 سالمه اما مثل همه ی ادمای دیگه سختی و تنهایی و دلتنگی رو زیاد تجربه کردم. ولی هیچ وقت کسی رو نداشتم که باهاش درددل کنم. همیشه با نوشتن روی خطوط موازی کاغذها اروم میشم. این بود که تصمیم گرفتم یه دفتر خاطرات بگیرم. البته خاطرات که چه عرض کنم؟ دفتر دلتنگی. حالا اون دفتر,تنها همدم تنهایی های منه. نمیدونم چرا ولی یهو تصمیم گرفتم خاطراتمو _ البته دلتنگی هامو _ بیارم تو یه وب. اونم همین وبی یه که میبینین. نمیدونم کسی هست که حوصله ی خوندن دست نوشته های منو داشته باشه یا نه. ولی مینویسم تا شاید دلم یه کمی اروم تر شه. شاید بتونم فکر کنم یکی کنارمه و به حرفام و درددلام گوش میده. اگه همرام هستین نظر بدین تا بدونم تنها نیستم. کی میدونه؟ شاید قصه ی دلتنگی های من تو همین لحظه تو یه جای دیگه ی دنیا داره تکرار میشه....
دوستون دارم. خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی زیاد. 
بای
گاه دلتنگ می شوم
دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها
گوشه ای می نشینم و حسرت ها را می شمارم
و باختن ها را
و صدای شکستنها را
و وجدانم را محاکمه می کنم!
من کدامین قلب را شکستم و كدامین امید را نا امید
کردم و
کدامین احساس را له کردم و
کدامین خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم
که این چنین دلتنگم؟!!

http://dokhtarebahar2010.blogfa.com/
شاید آن روز که بر می گردی
لکه هایی ز سیاهی
باقی از عمر جوانی
روی موهای سرم باز هویدا باشد
شاید از شعله عشقت
آتشی گرچه ضعیف
هیزمی خیس و نحیف
شرری اندک و خورد
زیر خاکستر قلبم
کومه ای ساخته باشد
شاید آن روز مرا
بر سر دار بلندی نگری
که همه پود طنابش
آرزوهای من است
و هر تارش گره ای از سر گیسوی درازت
به بلندای همه شب های من است
شاید این جمله برایت
باز هم خنده ای تکراری باشد
به بهارم نرسیدی به خزانم بنگر
که به مویم اثر از برف و زمستان من است...
http://dokhtarebahar2010.blogfa.com/
1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند .
این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه)وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی (فوت1371ش) ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.
یکی از این حدیثها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».
اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان»دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معادجسمانی» را از راه فیزیکی اثبات میکند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» میداند: E = M.C2>> M = E :C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره میتواند عینا تبدیل به ماده و زنده شود.
اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یادکرده است.
اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن(بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری میشود.
این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیلسازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یک عتیقهفروش یهودی خریداری کرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانهای چک شده و تأییدگردیده است.
چه حس غریبی است
در خویش میشکنی٬
خرد میشوی٬
کسی صدای شکستنت را نمیشنود!
به زانو در می ایی٬
به زمین می افتی٬
اما کسی غروب غرور زندگی را در چشمانت نمیبیند!
بیزاری وجودت را فرا میگیرد٬
و تو ٬از همیشه تنها تر میشوی!
و تنهایی ات بر بی کسی ات میگرید..

http://www.ebrahemraheme.blogfa.com/
گاهی دلم میگیرد
از آدمهایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت میدهند
دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمی کند و نوری که تاریکی میدهد
از کلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت میدهند
دلم میگیرد از سردی چندش آور دستی که دستت را می فشارد
و نگاهی که به توست و هیچ وقت تو را نمبیند
از دوستی که برایت دو بال برای پریدن هدیه می آورد
و پرواز را با منفور ترین کلمات معنی میکند
از خودم هم دلم میگیرد
نمی دانم چرا نمی دانم
از خودم هم دلم میگیرد
نمی دانم چرا نمی دانم

http://www.ebrahemraheme.blogfa.com/
وقتی دلت خسته شــد ،
دیگر خنده معنایی نداره
فـقـط می خندی تا دیگران ، غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد !
وقتی دلت خسته شــد ،
دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرومت نمی کنه
فـقـط گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کرده ای !
وقتی دلت خسته شــد ،
دیگر هیچ چیز آرومت نمی کنه به جز دل بریدن و رفتن

http://www.ebrahemraheme.blogfa.com/
نــــه مے تــوانـــم بمـــــــانـــــم نــــه می گـــذارے بـــروم...
هـــرچــه فریـــــاد مے کشـــم رهایـــم کن فریـــادم را نمے شنوے ...
هـــمـــه مے گوینــــد دیوانه شده بـــه خـــدا اگرچـــه دیوانه ام اما آزارے ندارم...
چرابه زنجیرم می کشے ؟
ایـــن مانــــدن براے من از هزاربار جــــان کنــــدن سخــــت تـــر اســتـــــ

صدایی که در بلندگوهای زندگی ما پخش میشود ، همانی است که گیرنده هامون میگیرند. رادیوی بعضی ها روی کانالهای تلخی و شکست و ناکامی تنظیم شده. کانالی با ایستگاه مرکزی قدرتمند که وقتی روی فرکانسش میری ، صدایی واضح تو را به شکست دعوت میکند

کافیست پیچ رادیو را بچرخانی...صداهای دیگری نیز در هستی هست. شادی هم هست...عشق واقعی هم هست...اشتی و سکون و سکینت هم هست
شاید وقتش باشد برقصی با طنین عالم...این روح توست که با ندای تبارک الله احسن الخالقین به دست افشانی باید بپردازد
نگران صدای بلند رادیوهای بیگانه نیز نباشد...بعضی ها کارشون فقط پارازیت فرستادن روی امواج الهی است و تقویت کننده رادیو شیطانند تا تو فراموش کنی که شاهزاده اصلی خودت هستی و باید دوباره تاج و تخت مملکتت را باز پس بگیری
تو همان شاهزاده ای هستی که خواب دیده گدا شده...بیدار شو !
منبع:سایت دکتر شیری
منبع من:http://khodawaman.blogfa.com/
((به نام خدا))
نمیدونم میخوام چی بنویسم. فقط میدونم که میخوام برای تو بنویسم خدا! میخوام از دلشکستگی ها و خستگی هام بگم. مطمینم که گوشی هم برای شنیدن حرف های من داری. ولی باید از کجا بگم؟ از چی بگم؟ دلگیرم خدا. از این دنیا, از همه ی ادما, از سرنوشت, از زندگی, از خودم, از تو,... از همه چیز خدا! از همه چیز! احساس میکنم ازم جدا شدی. حس میکنم دیگه پیشم نیستی. چرا این کارو با من میکنی خدا؟ من بارها گفتم که جز تو هیچکس رو ندارم. من حق ندارم مثل خیلی از ادما به کسی از جنس مخالفم فکر کنم و عاشقش باشم. خودت خواستی که همه ی ادما رو ول کنم و بیام پیش خودت. خودت خواستی که یادم بمونه بنده ی توام, یادم بمونه که یه برده ام, ازاد نیستم. خودت قول دادی که باهام مهربون باشی. پس چرا اصلا نیستی؟ 77 روز مونده. نمیدونم چی در انتظارمه؟!!!! اگه نه به ارزوم برسم و نه بمیرم....چی به روزم میاد؟ چطور باید زندگی کنم؟ چرا پیامبرا هرچی ازت میخواستن بهشون میدادی؟ گناه من چیه که پیامبر نیستم؟!!! خوب منم بنده اتم. پسم نزن خدا. من جز تو هیچکس هیچ چیز رو ندارم. ماندگاری میگفت بهت بگیم یا منو بپذیر یا میرم سمت شیطون یا منو بخر یا شیطون منو میخره. ولی من نمیتونم اینو بگم. اگه نخریمم فرقی نمیکنه. من نمیتونم برم سمت شیطون. شاید هرازچندگاهی, شایدم لحظه به لحظه در حال گول خوردن ازش باشم ولی هیچ وقت نمیتونم برای همیشه مال اون شم. اگه نشه, زندگی من تو تاریکی کفر فرو نمیره, فرو میره تو تاریکی و وحشت غم! خدا! فرق کار بزرگ با کار خیر چیه؟!!!! من چطور میتونم 14 تا کار بزرگ و 6 تا کار خیر انجام بدم؟ تو چقدر بزرگی خدا؟!! چقدر باید سرم رو بالا بگیرم تا ببینمت؟!!! خدایا! فاصلت تا من خودت گفتی که کوتاهه. از اینجا که من ایستادم, چقدر تا اسمون راهه!!!!! یه کمم دارم بی انصافی میکنم. خواستم بگم پس کجایی خدا. ولی اشتباه کردم. من همیشه حست میکنم, ولی خیلی دوری! خیلی! چرا من اینقدر حقیرم؟ چرا تنها کسی که من دارم باید اربابم باشه؟!!! حضرت ابراهیم چی کار کرد که تو اونو دوست خودت گرفتی؟!!! من میتونم به قران و نماز اعتقاد داشته باشم خدا؟ من باید چی کار کنم؟ تو مدام کمکم میکنی ولی من بدجوری گیج موندم! نمیدونم باید چی کار کنم!!!!! باید چی کار کنم خدا؟!!!!!!!
13/10/1389 3:38
ادامه مطلب
| بهروز وثوقی | ||||
|---|---|---|---|---|
| نام اصلی | خلیل وثوقی | |||
| ملیت | ||||
| تولد | ۱۳۱۶ (۱۹۳۷ میلادی) خوی، آذربایجان غربی | |||
| سالهای فعالیت | ۱۳۴۰ تا کنون | |||
| همسر(ها) | گوگوش (۱۳۵۴-۱۳۵۵) کتایون امجدی | |||
| مدرک تحصیلی | دیپلم | |||
| صفحه در وبگاه IMDb | ||||
| ||||
بهروز وثوقی با نام واقعی خلیل وثوقی (زادهٔ ۱۳۱۶ (۱۹۳۷) در شهرخوی، آذربایجان غربی[۱]، هنرپیشهٔ نامور ایرانیاست.
|
|
[ویرایش] زندگینامه
بهروز وثوقی ستایش شده ترین بازیگر تاریخ سینمای ایران و به عقیده بسیاری از سینماگران ومنتقدان سینمابهترین بازیگر تاریخ سینمای ایران است.
وی برادر چنگیز و شهراد وثوقی است که هر دو در ایران به کار هنرپیشگی مشغولند. تحصیلات وی در حد دیپلم میباشد و همسر سابق گوگوش میباشد.بهروز وثوقی قبل از بازیگری در سینما کارمند اداره دارائی و دوبلر و گوینده رادیو تلویزیون بودهاست.
شخصی به نام مسعود صمدی در سال ۱۳۳۴ در سن ۱۸ سالگی بهروز وثوقی را کشف کرد.بازی در نقشهای متفاوت و شخصیتهای به یادماندنی سینمای ایران مانند قیصر - داش آکل - سیددر گوزنها - مجید ظروف چی در سوته دلان - ممل امریکایی - زائر محمد تنگسیر - رضا موتوری - ابی نسیه در کندو - عباس چاخان در دشنه - دکتر رستگار در سازش - سرهنگ نصرالله در کاروانها و.... وی را تبدیل به یکی از محبوب ترین بازیگران تاریخ سینمای ایران نمودهاست.
استعداد خداوندی و علاقه و پشتکار شدید بزرگترین سرمایه وی در این راه به عقیده خودش است. اولین فیلم سینمائی اش فیلم «صد کیلوداماد» (۱۳۴۰ به کارگردانی عباس شباویز) میباشد از مشهورترین نقشهای بهروز وثوقی نقش قیصر در فیلم قیصر به کارگردانی مسعود کیمیایی در سال ۱۳۴۸ بود. جوان اول آن سالهای سینمای ایران در بسیاری از فیلمهای ایرانی به هنرنمایی پرداختهاست که از جمله فیلمهای بهروز وثوقی میتوان به بازی هنرمندانه او در فیلم (سوته دلان) که از دسته فیلمهای هنری و ماندگار در تاریخ سینمای ایران نیز هستند اشاره کرد ضمن اینکه اثار دیگری چون (کندو، داش اکل، خاک، بلوچ، تنگسیر، همسفر، ممل آمریکایی، ماه عسل، دشنه، طوقی، گوزنها، سازش، کاروانها، ملکوت ،فرارازتله،پنجره و بسیاری دیگر) جزو اثار به جا مانده از وی است. بهروز وثوقی پس از آن به آمریکا رفت تا در فیلم «گربه در قفس» ساخته محمد زرین دست بازی کند که اقامت او با انقلاب اسلامی مصادف شد. یکی از اتفاقات مهم در حضور هنری وثوقی در سالهای اخیر جایزهای است که داوران جشنواره فیلم سان فرانسیسکو(جایزه آکیرا کوروساوا) در سال ۲۰۰۰ به عباس کیارستمی اهدا کردند و او نیز تقدیم وثوقی کرد.
[ویرایش] فیلمشناسی
[ویرایش] دهه ۴۰
- صد کیلو داماد (۱۳۴۰خ / ۱۹۶۲م) - عباس شباویز
- گل گمشده (۱۳۴۱خ / ۱۹۶۲م)- عباس شباویز
- فرشتهای در خانه من (۱۳۴۲خ / ۱۹۶۳م) - آرامانیس آقامالیان
- دختر ولگرد (۱۳۴۳خ / ۱۹۶۴م)- آرامانیس آقامالیان
- لذت گناه (۱۳۴۳خ / ۱۹۶۴م)-سیامک یاسمی
- دزد بانک (۱۳۴۴خ / ۱۹۶۵م)-دکتراسماعیل کوشان
- عروس دریا (۱۳۴۴خ / ۱۹۶۵م)-آرمان
- امروز و فردا (۱۳۴۵خ / ۱۹۶۶م)
- بیست سال انتظار (۱۳۴۵خ / ۱۹۶۶م) - مهدی رئیس فیروز
- خداحافظ تهران (۱۳۴۵خ / ۱۹۶۶م) - ساموئل خاچیکیان
- هاشم خان (۱۳۴۵خ / ۱۹۶۶م) - محمد (تونی) زرین دست
- ایمان (۱۳۴۶خ / ۱۹۶۷م)-مهدی رئیس فیروز
- دالاهو (۱۳۴۶خ / ۱۹۶۷م) - سیامک یاسمی
- زنی به نام شراب (۱۳۴۶خ / ۱۹۶۷م)-امیرشروان
- وسوسه شیطان (۱۳۴۶خ / ۱۹۶۷م) - محمد (تونی) زرین دست
- بر آسمان نوشته (۱۳۴۷خ / ۱۹۶۸م)-اباهیم زمانی آشتیانی
- بیگانه بیا (۱۳۴۷خ / ۱۹۶۸م) - مسعود کیمیایی
- تنگه اژدها (۱۳۴۷خ / ۱۹۶۸م) - سیامک یاسمی
- دشت سرخ (۱۳۴۷خ / ۱۹۶۸م)- حکمت آقانیکیان
- گرداب گناه (۱۳۴۷خ / ۱۹۶۸م)
- من هم گریه کردم (۱۳۴۷خ / ۱۹۶۸م) - ساموئل خاچیکیان
- هنگامه (۱۳۴۷خ / ۱۹۶۸م) - ناصرمحمدی
- دزدسیاهپوش (۱۳۴۸خ / ۱۹۶۹م)
- دنیای آبی (۱۳۴۸خ / ۱۹۶۹م)
- قیصر (۱۳۴۸خ / ۱۹۶۹م) - مسعود کیمیایی
- پنجره (۱۳۴۹خ / ۱۹۷۰م) - جلال مقدم
- دور دنیا با جیب خالی (۱۳۴۹خ / ۱۹۷۰م)-خسروپرویزی
- رضا موتوری (۱۳۴۹خ / ۱۹۷۰م) - مسعود کیمیایی
- طوقی (۱۳۴۹خ / ۱۹۷۰م) - علی حاتمی
- قهرمانان (۱۳۴۹خ / ۱۹۷۰م) (The Invincible Six) (مشترکا با ایالات متحده) کارگردان : ژان نگلسکو دستیارن:کیمیایی - زرین دست - بهرام ری پور - جلال مقدم
- لیلی و مجنون (۱۳۴۹خ / ۱۹۷۰م) - سیامک یاسمی
[ویرایش] دهه ۵۰
- داش اکل (۱۳۵۰خ / ۱۹۷۱م) - مسعود کیمیایی
- رشید (۱۳۵۰خ / ۱۹۷۱م) - پرویز نوری
- فرارازتله (۱۳۵۰خ / ۱۹۷۱م) - جلال مقدم
- یک مرد و یک شهر (۱۳۵۰خ / ۱۹۷۱م)
- بلوچ (۱۳۵۱خ / ۱۹۷۲م) - مسعود کیمیایی
- دشنه (۱۳۵۱خ / ۱۹۷۲م) - فریدون گله
- غریبه (۱۳۵۱خ / ۱۹۷۲م) - شاپور قریب
- تنگسیر (۱۳۵۲خ / ۱۹۷۳م) - امیر نادری
- خاک (۱۳۵۲خ / ۱۹۷۳م) - مسعود کیمیایی
- گرگ بیزار (۱۳۵۲خ / ۱۹۷۳م) - مازیار پرتو
- نفرین (۱۳۵۲خ / ۱۹۷۳م) - ناصر تقوایی
- سازش (۱۳۵۳خ / ۱۹۷۴م) - محمد متوسلانی
- ممل آمریکائی (۱۳۵۳خ / ۱۹۷۴م) - شاپور قریب
- گوزنها (۱۳۵۴خ / ۱۹۷۲م) - مسعود کیمیایی
- ذبیح (۱۳۵۴خ / ۱۹۷۵م) - محمد متوسلانی
- کندو (۱۳۵۴خ / ۱۹۷۵م) - فریدون گله
- همسفر (۱۳۵۴خ / ۱۹۷۵م) - مسعود اسداللهی
- بت (۱۳۵۵خ / ۱۹۷۶م) - ایرج قادری
- بت شکن (۱۳۵۵خ / ۱۹۷۶م) - شاپور قریب
- ماه عسل (۱۳۵۵خ / ۱۹۷۶م) - فریدون گله
- ملکوت (۱۳۵۵خ / ۱۹۷۶م) - خسرو هریتاش
- سوته دلان (۱۳۵۶خ / ۱۹۷۸م) - علی حاتمی
- کاروانها (۱۳۵۶خ / ۱۹۷۸م) (مشترکا با ایالات متحده)
- نفس بریده (۱۳۵۷خ / ۱۹۷۹م) - سیروس الوند
- گربه در قفس (۱۳۵۷خ / ۱۹۷۹م) (در ایالات متحده) - محمد (تونی) زرین دست
- دفینه (۱۳۵۹خ / ۱۹۸۱م) (در ایالات متحده)
[ویرایش] دهه ۶۰
- ابو الهل - ۱۹۸۱ فرانک شفنر(در مصر)
- گروگان (۱۳۶۲خ / ۱۹۸۴م) (در آلمان غربی)
- چشمهایش (۱۳۶۵خ / ۱۹۸۷م) (در آلمان غربی)
- تهدید (۱۳۶۹خ / ۱۹۹۱م) - سیروی نورسته(در ایالات متحده)
- وحشت در بورلی هیلز (۱۳۶۹خ / ۱۹۹۱م)
[ویرایش] سایر فیلمها
- The Crossing (ساخته ۱۹۹۹م) - نورا هوپ (درهلند و بلژیک)
- Broken Bridges (ساخته ۲۰۰۴م) - رفیق پویا
- Zarin - (ساخته ۲۰۰۵م) شیرین نشاط
- شبهای اضطراب - محمد ناطق (در آلمان غربی)
- 2 Black Stallion - فرانسیس فورد کاپولا (در مراکش ) نیمه تمام
- آخرین شعرکرگدن (۱۳۹۰خ / ۲۰۱۱م) - بهمن قبادی (در ترکیه)
[ویرایش] نمایش
- رستمی دیگر اسفندیاری دیگر
- پروانهای در مشت
[ویرایش] مجموعه تلویزیونی
- بلبل - رضا بدیعی (در ایالات متحده)
- Falcon crest - رضا بدیعی (در ایالات متحده)
[ویرایش] منابع
- ↑ گفتگوی سایت انتخاب با بهروز وثوقی، بخش نخست, گویا نیوز
- مجله هفتگی سینما
- کتاب تاریخ سینمای ایران و فرهنگ فیلمهای سینمای ایران تالیف جمال امید جلد ۱ و ۲

به نام خدای بهار آفرین / بهار آفرین را هزار آفرین
به جمشید و آیین پاکش درود / که نوروز از او مانده در یادبود . . .
نوروز مبارک
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++=
اس ام اس باستانی تبریک نوروز ، متن باستانی تبریک سال نو
درود بر فرزندان پارس و میراث داران کورش بزرگ
آغاز سال ۷۰۳۴ آریایی
سال ۳۷۵۰ زرتشتی
و۲۵۷۱ هخامنشی
و ۱۳۹۱خورشیدى
برشما و خانواده محترم تبریک عرض می نمایم .
+++++++++++++++++++++++++++++++
ساقیا آمدن عید مبارک بادت و آن مواعید که دادی مرود از یادت . . .
سال نو و نوروز باستانی مبارک .
++++++++++++++++++++++++++++++++++++
سالی به بزرگی اهورا مزدا ، به پایندگی کوروش و به پاکی زرتشت برایتان آرزومندم .
نوروزتان خجسته باد
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
گشت گرداگرد مهر تابناک ، ایران زمین / روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین
ای تو یزدان ، ای تو گرداننده ی مهر و سپر / برترینش کن برایم این زمان و این زمین
عید نوروز بر شما مبارک
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++==
فرخنده باد بر همگان مقدم بهار / نوروز ، جاودانه ترین جشن روزگار
نوروز باستانی مبارک
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
قداست ایران ، بلندى دماوند ، اصالت نوروز ، قدرت آرش ، شرافت کاوه ، غیرت بابک ، نجابت مازیار ، زیبایى شیرین ، عشق فرهاد ، شکوه جمشید ، عمر پرسپولیس ، منش کوروش ، پندارنیک ، گفتارنیک ، کردارنیک را از اهوراى پاک برایتان دراین نوروز سفید آرزو میکنم
پیشاپیش سال ۹۱ مبارک
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++
“ نوروز ”
یادگار دین زرتشت
مهرکورش
جام جمشید
تیرآرش
خون سهراب
رخش رستم
عشق بابک
بزرگترین جشن ایرانیان
پیشاپیش خجسته باد .
++++++++++++++++++++++++++++++++++++
با سلام . در آستانه فرا رسیدن ” عید نوروز باستانی ” و طمطراق پیک بهاران و آغاز سال نو تبریک و تهنیت صمیمانه را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته و در پرتو الطاف بیکران خداوندی ، سلامتی و بهروزی، طراوت و شادکامی ، عزت و کامیابی را آرزومندیم .
+++++++++++++++++++++++++++++++++
فرارسیدن نوروز و سال نو را شادباش میگویم .
برایتان تندرستی و نیکروزی در سال نو آرزو دارم .
باشد که سالی سرشار از شادی و کامروایی داشته باشید .
سلاممممممممممم
سال نو مبارک

امیدوارم بهترین و خوشگل ترین سال زندگیتون باشه. ایشالا به قشنگ ترین ارزوهاتون برسید. شاد شاد شاد شاد شاد باشید. از همه مهم تر ایشالا فقط زنده نباشید زندگی کنید. ایشالا شبیه بهترین ادمای تاریخ بشید. ایشالا خوشگلید خوشگل تر بشید. ایشالا پولدارید پولدارتر بشید. ایشالا شاگرد زرنگ کلاسید زرنگ تر تر تر بشید. ایشالا مهربونید مهربون تر بشید. ایشالا ادما رو خیلی خیلی خیلی بیشتر دوست داشته باشید مث جاستین توی این تایم. ایشالا به خدا خیلی خیلی خیلی نزدیک تر بشید. ایشالا سرزمین اهوراییمون از این فلاکت در بیاد... بسه دیگه. تو یه سال مگه چقدر اتفاق میتونه بیفته؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

این عکس اتیش بازی تو سواحل هاواییه




عاشق عیدم فقط به خاطر اینکه از تو به جا مونده کوروش


فقط ارزو میکنم شاد باشید و عاشق. هرچند تضاد دارن اما قشنگ ترینن. شمام دعا کنید من این 4-3 ماه رو جون سالم به در ببرم.
راستی من تصمیم گرفتم توی سال جدید ماهی یک بار برای شادی روح کوروش دعا کنم. اگه کسی زرتشتی هست, لطفا کمکم کنه.
دوستون دارم. خییییییییییییییییییییلی زیاد. بای
غذاهای نوروزی
یکی از متداولترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته میشود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه میشود. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن میگیرند، این غذا طبخ میشود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیینهای خاصی همراه است. زنان و دختران در مناطق مختلف ایران، افغانستان، تاجیکستان[۵]، ترکمنستان[۳۶] و ازبکستان[۳۷] سمنو را بهصورت دستهجمعی و گاه در طول شب میپزند و درهنگام پختن آن سرودهای مخصوصی میخوانند. برای نمونه در افغانستان در یکی از مشهورترین ترانهها، این بیت به تکرار خوانده میشود:[۳۸]
| سمنک در جوش ما کفچه زنیم | دیگران در خواب ما دف چه زنیم |
پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. بهطور مثال در بخشهایی از ایران؛ سبزی پلو با ماهی در شب عید، در افغانستان سبزی چلو با ماهی, در ترکمنستان؛ نوروزبامه[۳۹]، در قزاقستان؛ اویقی آشار[۴۰]، در بخارا؛ انواع سمبوسه[۴۱] پخته میشود. بهطور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقهای که نوروز جشن گرفته میشود مرسوم است و هر منطقهای غذاها و شیرینیهای مخصوص به خود را دارد.
دید و بازدید
دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنتهای نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن میگیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است.
مسابقات ورزشی
برگزاری مسابقات ورزشی عمومی در معابر شهری و روستایی، یکی دیگر از آیینهایی است که در برخی از کشورها به مناسبت نوروز برگزار میشود. در ترکمنستان، مردان و زنان ترکمن، بازیها و سرگرمیهای ویژهای از جمله سوارکاری، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی و شطرنج برگزار میکنند. برپایی جنگ خروس و شاخزنی قوچها از دیگر مراسمی است که در ترکمنستان برگزار میشود.[۳۰]
در استانهای شمالی افغانستان نیز مسابقات بزکشی به مناسبتهای مختلف از جمله نوروز برگزار میشود.[۴۲]
طبیعتگردی
مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکانهای طبیعی مانند پارکها، باغها، جنگلها و مناطق خارج از شهر میروند. این مراسم سیزدهبهدر نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است.[۴۳] مراسم سیزدهبهدر در مناطق غربی افغانستان ازجمله شهر هرات نیز برگزار میشود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملاً کسب و کار خود را تعطیل میکنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری میکنند.[۴۴]
علاوه بر این، ساکنان کابل در افغانستان، در طول دو هفته اول سال برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان میروید، میروند.[۴۲]
یکی دیگر از آیینهای نوروز که در آسیای میانه و کشور تاجیکستان مرسوم است، مراسم گلگردانی و بلبلخوانی است. گل گردانها از دره و تپه و دامنهٔ کوهها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرا رسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده میدهند.
نوروزخوانی
نوروز خوانی یا بهار خوانی یا نوروزی، گونهای از آواز خوانی است که در گذشته در ایران رواج داشتهاست. در حال حاضر رواج این گونه آواز خوانی بیشتر در استانهای مازندران و گیلان است.[۴۵] در نوروز خوانی افرادی که به آنها نوروز خوان گفته میشود پیش از آغاز فصل بهار به صورت دورهگردی به شهرها و روستاهای مختلف میروند و اشعاری در مدح بهار یا با ذکر مفاهیم مذهبی به صورت بداهه یا از روی حافظه میخوانند. این اشعار اکثرأ به زبانهای طبری و گیلکی میباشد. این اشعار بیشتر بصورت ترجیع بند بوده و توسط یک یا چند شخص همزمان خوانده میشود.[۴۶][۴۷]
منتقدان نوروز
نویسندگان و نظریه پردازانی نیز بودهاند که نوروز را آیینی ناپسند و مذموم میدانستند. برخی روحانیون پس از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن نوروز از تقویم ایران کردند.[۴۸] مرتضی مطهری بزرگداشت چهارشنبه سوری را از آن «احمقها» میدانست، و آیین نوروز را «ضد اسلام».[۴۹] آیتالله ابوالقاسم خزعلی نیز گفت: «امیدوارم عیدغدیر جای نوروز را بگیرد».[۵۰][۵۱][۵۲][پیوند مرده][۵۳] پیشتر از این نیز امام محمد غزالی در کیمیای سعادت نوشته بود: «... اظهار شعار گبران حرام است بلکه نوروز و سده باید مندرس شود و کسی نام آن نبرد...».[۵۴]
در دوران معاصر نیز برخی، مسئولین جمهوری اسلامی ایران را متهم به تلاش در مذهبی کردن نوروز کردهاند. بطور نمونه محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور کنونی ایران میگوید:
| « | نوروز روز آماده شدن برای تحقق حاکمیت الهی بر جهان است. همه ما باید نوروز را با همه خوبیهایش و پیامهایش که خلاصه در یک پیام است و آن پیام انتظار و استقبال از بهار بشریت و خرمی دوران یعنی حاکمیت آخرین ولی خدا، منجی موعود است را گرامی بداریم.[۵۵] | » |
جشن جهانی نوروز
در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد. در این جشن، سران کشورهایی که نوروز را جشن میگیرند گردهم میآیند و این آیین باستانی را گرامی میدارند. هر ساله یکی از این کشورها، میزبان جشن جهانی نوروز است.[۵۶]
روز جهانی نوروز
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۸ برابر با ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ با تصویب قطعنامهای روز ۲۱ مارس برابر با ۱ فروردین را در چارچوب ماده ۴۹ و تحت عنوان فرهنگ صلح به عنوان روز جهانی نوروز به تصویب رسانده و در تقویم خود جای داد، طی این اقدام که برای نخستینبار در تاریخ این سازمان صورت گرفت، نوروز ایرانی بهعنوان یک مناسبت بینالمللی به رسمیت شناخته شد. [۵۷][۵۸]
نخستین بار نوروز ۱۳۹۱ را در صحن عمومی سازمان ملل و یونسکو به میزبانی ایران جشن گرفتند. بان کی مون دبیرکل سازمان ملل پیامی بدین مناسبت صادر کرد.
wikipedia.com خداییش خودمم نخوندم ولی شماها بخونین به عشق ایران
جستارهای وابستهٔ نوروز
نوروز
رسوم
![]()
بخشی از
مرتبط
جشنهای ایرانی
مهرگان • آبانگان • آذرگان • یلدا • دیگان • جشن سده • بهمنگان • اسپندگان • چهارشنبهسوری • کوسه برنشین![]()
جغرافیای جشن نوروز
نوروز در کشورها
کشورهایی که جشنی
مشابه نوروز دارند
میراث فرهنگی و معنوی بشر
![]()
نگاره مراسم پیشکش هدایا به پادشاه ایران در تخت جمشید. برخی از پژوهشگران، این مراسم را به نوروز مربوط میدانند.
هفت سین
جغرافیای نوروز
منطقهای که در آن جشن نوروز برگزار میشد، امروزه شامل چند کشور میشود و همچنان در این کشورها جشن گرفته میشود. برخی آیینهای نوروز در این کشورها با هم متفاوتاند. مثلاً در افغانستان سفره هفتمیوه میچینند؛ اما در ایران سفره هفت سین میاندازند.
جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین غربی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل میشود.[۲۴]
کردها نیز این جشن ایرانی را در فاصلهٔ میان ۱۸ تا ۲۱ مارس جشن میگیریند؛ در هنگام نوروز، کردها با گردهمآیی در بیرونِ شهرها، به استقبال بهار میروند. در این گردهمآییهای نوروزی، زنان کرد لباسهای رنگین پوشیده و «شالهای پرزرق و برق» بر سر مینهند؛ مردان جوان کُرد نیز پرچمهای سبز و زرد و سرخ را برافراشته و با رقص و پایکوبی گرد آتش، نوروز را پاس داشته و زنده نگاه میدارند.[۲۱]
در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹[۲۵] (۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.[۲۶][۲۵]
در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بینالمللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت.[۲۷]
| |||||||||||
آیینها
خانهتکانی
خانهتکانی یکی از آیینهای نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن میگیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز میشوند.[۲۸] این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار میشود.[۲۹]
آتشافروزی
رسم افروختن آتش، از زمانهای کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران، جمهوری آذربایجان و بخشهایی از افغانستان، این رسم بهصورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبهسوری نام دارد.[۲۹] پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.[۳۰]
همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بامها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است.[۳۱]
سفرههای نوروزی
سفرههای نوروزی یکی از آیینهای مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن میگیرند. در بسیاری از نقاط ایران، جمهوری آذربایجان[۳۲] و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن میشود. در این سفره هفت چیز قرار میگیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سیر، سنجد، سمنو، سیب و ...[۳۳][۳۴] به هفت سینی که چیده میشود معانی خاصی نسبت دادهاند. مثلاً سیب را نماد زیبایی و تندرستی، سنجد را نماد عشق و محبت، و سکه را رزق و روزی گفتهاند.سفره نوروز از زمانهای کهن بوده اما به این صورت بوده است که سفره ای را پهن می کردند و در بشقابهای سفالی و یا فلزی آنواع آجیلهای خشک شده مانند توت خشک - برگه خشک شده زردآلو و هلو و پختیک(پخته شده و خشک شده لبو)و عسل و سر شیر خشک شده، کلوچه، گعگ (کیک) قطاب و نان سرموکی و ... می گذاشتند تخم مرغ رنگ شده حتما در سفره وجود داشت. در این سفره بعضی چیزها فقط جنبه زیبایی داشت مانند تخم مرغ و آیینه ولی سایر چیزها برای خوردن و پذیرایی میهمانان بودو هر زمان که تمام می شد بلافاصله صاحبخانه ظروف را مجدد برای میهمانان جدید پر می کرد. اما اینکه هفت چیز با نام سین باشد پدیده جدیدی است به نظر میرسد گذاشتن هفت جزء آغازشونده با حرف سین در سفرهٔ نوروزی پدیدهای است که در اواخر دوره قاجار رایج شده و پیشینهٔ تاریخی ندارد، بلکه توسط رسانهها فراگیر شده است.ضمنا مردم قبل از نوروز به حمام می رفتند و شلوغ ترین روزهای سال گرمابه ها چند روز سال نو بود گرمابه که معمولا با چوب و هیزم در (گرخانه)GOr khaneh یا آتش خانه آب حمام را گرم می کرد حتما یک ذخیره خاص چوب و هیزم را برای روزهای نوروز ذخیره می کرد. شب نوروز همه پلو یا چلو خورش می خوردند بسیاری از خانواده ها سالی فقط یکبار می توانستن چلو خورش بخورند و انهم شب نوروز بود.از این پلو برای فقرا، سلمانی(آرایشگر)و حمامی(مسئول آتش حمام)و برای کدخدای هر محل هم پیشکش می بردند.
پهن کردن سفرهٔ نوروزی در ایران آداب و رسوم خاصی دارد و روی سفره اجزای دیگری بهویژه آینه، شمع، و آب نیز حضور دارند. از دیگر اجزای سفرهٔ امروزی میشود از ماهی و تخم مرغ رنگشده یاد کرد.
در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار میگیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد.[۳۳] چیدن سفرهای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است.[۳۵]
علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است.[۳۴] در جمهوری آذربایجان عدد هفت اهمیتی ندارد و بر روی سفرههای نوروزی خود، آجیل قرار میدهند.[۳۵]
نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان می باشد و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن میگیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان،[۱] مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را بهعنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی بهرسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن میگیرند توصیف شدهاست.[۲]
پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، به ثبت جهانی رسیدهبود.[۳] در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد.
|
|
زمان نوروز
- همچنین ببینید: مبنای محاسبه روز نوروز و اعتدال بهاری
جشن نوروز از لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز میشود. در دانش ستارهشناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیمکره شمالی زمین به لحظهای گفته میشود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان میرود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده میشود،[۴] و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۰، ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.[۵]
در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده میشود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته میشود و روز آغاز سال محسوب نمیشود.[۶]
واژهٔ نوروز
واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو»(تازه - جدید.اکنون) و «روز»(رووز-رز-روژ در فارسی میانه به چم خورشید و آفتاب هم بکار می رفته امروز معادل the day ) به وجود آمده است. امروزه در فارسی این نام در دو معنی بهکار میرود: [۷]
۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری(برابری شب و روز) و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»
ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد میکردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو مینامیدند.[۸]
واژه نوروز در الفبای لاتین
در متنهای گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No،Now،Nov وNew Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته میشوند . در تلفظ خراسانی و فارسی میانه آنرا به شکل Newrouz نیروز تلفظ می کرده اند که بسیار شبیه به نیوروز است و ترجمه آن می شود روز جدیدیا همان اولین روز سال نو.
اما به باور احسان یارشاطر بنیانگذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه میشود. این شکل از املای واژه نوروز، هماکنون در نوشتههای یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار میرود.[۹]
پیشینه
منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست.[۸] در برخی از متنهای کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متنها، کیومرث بهعنوان پایهگذار نوروز معرفی شدهاست.[۱۰] پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شدهاست که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.[۸]
برخی از روایتهای تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت میدهد. بر طبق این روایتها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمیگردد.[۸] همچنین در برخی از روایتها، از زرتشت بهعنوان بنیانگذار نوروز نام برده شدهاست.[۸] اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشدهاست.[۱۱]
نوروز در زمان سلسله هخامنشیان
کوروش دوم بنیانگذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامههایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکانهای همگانی و خانههای شخصی و بخشش محکومان اجرا مینمود.[۱۰] این آیینها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار میشدهاست. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار میشد. البته در سنگنوشتههای بهجا مانده از دوران هخامنشیان، بهطور مستقیم اشارهای به برگزاری نوروز نشدهاست.[۸] اما بررسیها بر روی این سنگنوشتهها نشان میدهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشنهای نوروز آشنا بودهاند،[۱۱] و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن میگرفتهاند.[۸][۱۲] شواهد نشان میدهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکهای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شدهاست.[۱۰]
در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازهای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار میشدهاست.[۱۲]
نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان
در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته میشد. در این دوران، جشنهای متعددی در طول یک سال برگزار میشد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بود. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول میکشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم میشد. نوروز کوچک یا نوروز عامه به مدت پنج روز، از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته میشد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا میشد.[۱۱] در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقهای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشهوران و اشراف) به دیدار شاه میآمدند و شاه به سخنان آنها گوش میداد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر میکرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی میآمدند.[۱۳]
شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سالهای کبیسه رعایت نمیشدهاست. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب میماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبود و در فصلهای گوناگون سال جاری بود.[۱۴]
اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.[۱۰]
در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا میکردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را میکاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمیکردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند.[۱۳] از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند.[۱۳] همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز بهعنوان عیدی متداول شد.[۱۰]
نوروز پس از اسلام
از برگزاری آیینهای نوروز در زمان امویان نشانهای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر میرسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال میکردهاند. با روی کار آمدن سلسلههای سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شد.[۱۱]
در دوران سلجوقیان، به دستور جلالالدین ملکشاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار (ورود آفتاب به برج حمل) قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند.[۱۱] بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که حدوداً هر چهار سال یکبار (گاهی هر پنج سال یک بار)، تعداد روزهای سال را بهجای ۳۶۵ روز برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.[۱۴]
نوروز در دوران صفویان نیز برگزار میشد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.[۱۰]
نوروز از دیدگاه اسلام و تشیع
در اسلام و به ویژهٔ آیین تشیع به نوروز به عنوان روزی خجسته نگاه شدهاست و بر گرامی داشتن آن تأکید شدهاست. از دیدگاه شیعه، نوروز روز ظهور امام زمان است.[نیازمند منبع برای روز ظهور امام زمان] در حدیثی از امام صادق آمدهاست:
| « | » |
نوروز در دوران معاصر
- همچنین ببینید: جشن جهانی نوروز
نوروز به عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هر ساله برگزار میشود. البته برگزاری جشن نوروز به صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومتها برای مدت زمانی ممنوع بودهاست. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را بهگونهٔ پنهانی و یا در روستاها جشن میگرفتهاند.[۱۹][۲۰] همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز میگذاشتند؛ بهطور مثال در تاجیکستان، مردم با اطلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی میکردند که آیینهای نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورند.[۸] همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت میشناخت.[۴] تا پیش از سال ۲۰۰۰ میلادی، نوروز در ترکیه [که توسط کردها برگزار میشود] ممنوع و غیرقانونی بود؛ در اغلب مواقع نوروز با بازداشت کردها توسط نیروهای امنیتی ترکیهای همراه بود. در سال ۱۹۹۲ کمینه ۷۰ کُرد در درگیری با نیروهای امنیتی ترکیه کشته شدند. اگرچه امروزه دولت ترکیه نوروز را به عنوان جشن بهار ترکی (به ترکی: Nevruz) جشن میگیرد، اما همچنان نوروز به مثابهٔ نمادی نیرومند از هویت کُردی در ترکیهاست.[۲۱]
نوروز در سرودههای فارسی
گویندگان ایرانی از دیرباز تاکنون در وصف نوروز و جشن فروردین که همراه مواهب گرانبهای طبیعت و هنگام تجدید عهد نشاط و شادمانی است، داد سخن دادهاند و ما در ذیل به برخی از لطایف اشعار فارسی در این موضوع اشارت میکنیم:
| نوروز فراز آمد و عیدش به اثر بر | نزد یکدگر و هر دو زده یک بدگر بر | |
| نوروز جهان پرور مانده ز دهاقین | دهقان جهان دیدهاش پرورده ببر بر | |
| آن زیور شاهانه که خورشید برو بست | آورد همی خواهد بستن به شجر بر |
و هم او در قصیده دیگر چنین گوید:
| نوروز بزرگ آمد آرایش عالم | میراث به نزدیک ملوک عجم از جم... |
فرخی ترجیعبند مشهوری در وصف نوروز دارد که بند اول آن چنین است:
| ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید | کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید | |
| کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید | تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید | |
| چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید | ترا مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آید | |
| کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید | چناندانی که هرکس را همی زو بوی یار آید | |
| بهار امسال پندار همی خوشتر ز پار آید | وزین خوشتر شود فردا که خسرو از شکار آید | |
| بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی | ملک را در جهان هر روز جشنی داد و نوروزی |
منوچهری مسمطی در نوروز ساخته که بند اول آن این است:
| آمد نوروز هم از بامداد | آمدنش فرخ و فرخنده باد | |
| باز جهان خرم و خوب ایستاد | مرد زمستان و بهاران بزاد | |
| ز ابر سیه روی سمن بوی راد | گیتی گردید چو دارالقرار |
هم او در مسمط دیگر گفته:
| نوروز بزرگم، بزن ای مطرب، امروز | زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز | |
| برزن غزلی نغز و دلانگیز و دلفروز | ور نیست ترا بشنو از مرغ نوآموز | |
| کاین فاخته زان کوز و دگر فاخته زانکوز | بر قافیه خوب همی خواند اشعار |
بوالفرج رونی گوید:
| جشن فرخنده فروردین است | روز بازار گل و نسرین است | |
| آب چون آتش عود افروزست | باد چون خاک عبیر آگین است | |
| باغ پیراسته گلزار بهشت | گلبن آراسته حورالعین است |
مسعود سعد سلمان از عید مزبور چنین یاد کند:
| رسید عید و من از روی حور دلبر دور | چگونه باشم بی روی آن بهشتی حور | |
| رسید عید همایون شها به خدمت تو | نهاده پیش تو هدیه نشاط لهو و سرور | |
| برسم عید شها باده مروق نوش | به لحن بربط و چنگ و چغانه و طنبور |
جمالالدین عبدالرزاق گفته:
| اینک اینک نوبهار آورد بیرون لشکری | هریکی چون نوعروسی در دگرگون زیوری | |
| گر تماشا میکنی برخیز کاندر باغ هست | باد چون مشاطهای و باغ چون لعبت گری | |
| عرض[۲۲] لشکر میدهد نوروز و ابرش عارض است | وز گل و نرگس مر او را چون ستاره لشکری |
| ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی | از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی | |
| چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن | که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی | |
| ز جام گل دگر بلبل چنان مست میلعلست | که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی | |
| به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی | به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی |
هاتف در قصیدهای گوید:
| نسیم صبح عنبر بیز شد بر توده غبرا | زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا | |
| ز فیض ابر آذاری زمین مرده شد زنده | ز لطف باد نوروزی جهان پیر شد برنا | |
| بگرد سرو گرم پرفشانی قمری نالان | به پای گل به کار جان سپاری بلبل شیدا... | |
| همایون روز نوروز است امروز و بیفروزی | بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی ماوی |
قاآنی در قصیدهای به وصف نخستین روز بهار گوید:
| رساند باد صبا مژدهٔ بهار امروز | ز توبه، توبه نمودم هزار بار امروز | |
| هوا بساط زمرّد فکند در صحرا | بیا که وقت نشاط است و روز کار امروز | |
| سحاب بر سر اطفالِ بوستان بارد | به جای قطره همی دُرِّ شاهوار امروز | |
| رسد به گوش دل این مژدهام ز هاتف غیب | که گشت شیر خداوند، شهریار امروز |
((به نام خدا))
بدبختی یعنی چی؟!!! مامانم میگه داریم عین سگ زندگی میکنیم! وضع زندگی ظاهری من اینه! ولی تو تنهای های من, وقتی به بدبختب هام فکر میکنم, اینا توشون هیچ جایی ندارن! من بدبختی های نه!, سختی هایی به مراتب سخت تر از این دارم! نمیدونم باید برای کدومشون گریه کنم! نمیدونم باید برای کدومشون غصه بخورم! چرا هیچ چیزی خوب نیست؟ واقعا هیچ چیز خوبی وجود نداره یا من کور شدم و خوبی ها رو نمیبینم؟ بدبختی یعنی این؟!!!! نه! همه ی ادما مشکل دارن. از این که دیگران هم مثل من درد میکشن, خوشحال نیستم. چیزی که به من ارامش میده اینه که معنی اینا این نیست که تنها چیز خوبی که دارم, خدا, تنهام گذاشته, رهام کرده, داره اذیتم میکنه! خدایا تنهام نذار. همین طوریش هم گم شدم, تو دیگه بدترش نکن. چرا من اینقدر مشغله ی ذهنی دارم؟! چرا من نمیتونم اروم بگیرم؟! چرا من نمیمیرم؟! خدایا! جوابمو بده. خوابم میاد. ولی هنوز درسم رو شروع هم نکردم! فردا امتحان ترم عربی دارم. الان ساعت 10:30 شبه و ساعت 10:30 صبح باید امتحان بدم. یعنی کمتر از 12 ساعت دیگه! من واقعا از صبح بیدار شدم که بخونم! ولی چرا نشد؟! من حتی یه ذره هم نتونستم! مادرم دلش رو به این خوش کرده که از صبح, کتاب دستم بود. ولی چقدر ساده است!!!!
بغض عجیبی گلوم رو گرفته! گریه کردم, خیلی. ولی کم نشده که هیچ, زیادم شده! دلم میخواد فریاد بزنم. نمیخوام هیچکس صدای فریادمو بشنوه. چون اگرم بشنوه, میدونم که واسش مهم نیست! کاش میشد بخوابم و بیدار شم, ببینم هیچکس دوروبرم نیست. دارم تنهای تنها تو یه جای قشنگ, خیلی قشنگ زندگی میکنم. کاش اونجا میتونستم خدا رو ببینم. کاش میتونستم تنهای تنها بشینم کنارش, بغلش کنم و زار زار گریه کنم. فقط میخوام اون باشه. حتی خودم هم نباشم. من فقط میخوام خدا رو ببینم. چرا خدا اینقدر قشنگه ولی افریده هاش اینقدر زشتن؟!!! خدا دوست دارم. بیشتر از هر چیزی که هست و نیست. به قول کوروش بزرگ:(( به دنبال سرزمینی میگردم که وجود ندارد. زیرا از خواستن هر انچه که وجود دارد, خسته ام! خسته!))
3/10/1389 22:57
ادامه مطلب
عشق صدایی ست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند
عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود
عشق رنگی ست از هزاران رنگ اما بی رنگ است
عشق نوایی ست پر شکوه اما جلالی ندارد
عشق شروعی ست از تمام پایان ها اما بی پایان است
عشق نسیمی ست از بهار اما خزان از آن می تراود
عشق کوششی ست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه است
عشق کلمه ای ست بی معنی ولی هزاران معنی دارد

کاش می گفتی چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
مگر می توان بود و ندید؟
مگر می توان گذاشت و گذشت؟
مگر می توان احساس را در دل خشکا ند؛ سوزاند؟
چه بی صدا رفتی
چه بی امید رها کردی دل را، آرزو را، حرف را
از بلبلک های باغ سراغت را گرفتم
خبری نداشتند
و خندیدند به حال زار من
که چگونه از نیامدنت، نپرسیدنت و خبر ندادنت، گرفته و نا توانم
آری آنها نیز نفهمیدند که بی تو چگونه سرکنم زندگی راشررم چیره شده ...

زیباترین قلب
روزی مردی جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می كرد كه زیبا ترین قلب را در آن منطقه دارد جمعیت زیاد جمع شدند. قلب او كاملآ سالمبود و هیچ خد شه ای برآن وارد نشده بود وهمه تصدیق كردند كه قلب او به راستی زیباترین قلبی است كه تا كنون دیده اند.مرد با كمال افتخار صدایی بلند به تعریف قلب خود پرداخت .ناگهان پیرمردی جلوی جمع امد وگفت كه قلب تو به زیبایی قلب من نیست .مرد جوان و دیگران با تعجب به قلب پیرمرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام می تپید اما پر از زخم بود .قسمت های از قلب او برداشته شده وتكه های جایگزین آن شده بود وآنها به راستی جاهای خالی را به خوبی پر نكرده بودند برای همین گوشه های دندانه دندانه در آن دیده می شد .در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت كه هیچ تكه ای آن را پر نكرده بود ،مردم به قلب پیره مرد خیره شده بودند با خود می گفتند كه چه طور او ادعا می كند كه زیباترین قلب را دارد ؟ مرد جوان به پیره مرد اشاره كرد و گفت تو حتمآ شوخی می كنی :قلب خود را با قلب من مقایسه كن قلب تو فقط مشتی زخم و بریدگی وخراش است .پیرمرد گفت درست است .قلب تو سالم به نطر می رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمی كنم .هر زخمی نشانگر انسانی است كه من عشق را به اوداده ام،من بخشی از قلبم را جدا كرده ام وبه او بخشیده ام .گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است كه به جای آن تكه ی بخشیده شده قرار داده ام :اما چون این دو عین هم نبوده اند گوشه هایی دندانه دندانه درقلبم وجود دارد كه برایم عزیزند :چرا كه یاد آور عشق میان دو انسان هستند.بعضی وقتها بخشی از قلب رابه كسانی بخشیده ام اما انها چیزی از قلبشان را به من نداده ند ،اینها همین شیارهای عمیق هستند .گرچه دردآور هستند اما یادآور عشقی هستند كه داشته ام .امیدوارم كه انها هم روزی بازگردند و این شیارهای عمیق را با قطعه ای كه من در انتظارش بودم پر كنند ،پس حالا می بینی كه زیبای واقعی چیست؟ مرد چوان بی هیچ سخنی ایستاد ،در حالی كه اشك از گونه هایش سرازیر می شد به سمت پیرمرد رفت ازقلب جوان و سالم خود قطعه ای بیرون آورد و با دست های لرزان به پیرمرد تقدیم كرد پیرمرد آن را گرفتو در گوشه ای از قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخم خود را به جای قلب مرد جوان گذاشت. مرد جوان به قلبش نگاه كرد :دیگر سالم نبود،اما از همیشه زیبا تر بود زیرا كه عشق از قلب پیرمرد به قلب اونفوذ كرده بود....
سکوت می نوازد
و درخت شاهد باران عشقم
با ترانه باد می خواند
دستم گم کرده راهش را
بی جهت در جیبم می خزد
پاهایم سنگین اند
بار غمی به دوش دارم
با هر گامم
زیر پاهایم صدای خش خش رنج پاییز را میشنوم
و اشک هایم را پشت سر می گذارم
در بدنم جریان دارد حضورش
اما با چشمم چیزی جز فاصله نیست
با خودم می گویم
به کجا می روم
آن چه اینجا می جویم چیست؟
در فکر هستم
من و او اینجا و ناگهان
با هق هقم دیگر نواختنی نیست
هوا سرد است تنها میگریم
به یاد شبی که با او خندیدم
آه من در کنار او و حضورش
عاشقانه زیر باران رقصیدم
و عطر نابش را بوییدم
خندیدم...
از غم چشمهایش رنجیدم...
همه را پوستم گواه می دهد...
عاشقانه،بی ترس،بی لرز
زیر بوسه های آسمان
دست هایم را گرفت
محو گرمای وجودش بودم که
در دلم عشقی جاویدان را نوشت
جلوی این نیمکت
به درخت شاهد چشم می دوزم
تنهایم اما امروز...
تکرار میکنم بودنش را
و از نبودنش این جا تنها می سوزم
باد سردی می وزد
دست هایم گم می شوند در جیبم
تنها به تنهایش و تنهاییم می اندیشم
چشم های خیسم را می بندم

اینجا هوا بارانیست .
پتویم را تا چانه بالا میدهم
و در بستر گرم خویش فرو میروم .
باران ؟
چرا میباری ای آسمان ؟
و چه راحت میباری !
میخواهم گریه کنم .
میخواهم اشک بریزم ولی نمیتوانم .
میخواهم از این لحظات گله کنم ولی به چه کسی ؟
اینجا هیچ کس نیست .
اینجا فقط من هستم و ....
راستی پس تنهایی کجاست؟
مبادا تنها بماند !
http://neginorc600.parsiblog.com/
امشب بغض تنهایی من دوباره می شکند ... چشمانم
بس که باریده دیگر حتی تحمل نور مهتاب را ندارد ...
آخ که چقدر تنهایم ... دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم
بوده خرد شده و انگشتانم بس که برایت نوشته خسته
شده است ...
رو به روی آینه نشسته ام آیا این منم ؟ شکسته .... پیر
تنها.... تو با من چه کردی ؟ شاید این آخری زمزمه های
دلتنگی ام باشد و دیگر هیچ نخواهم گفت ....
اما منتظرم انتظار دیدن دوباره ی تو برای من زندگی
دوباره ای است ... پس برگرد ... عاشقانه برگرد
برای همیشه برگرد...
http://royayatalkh.persianblog.ir/
شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه.اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !
تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد!
تنهایی،چشم براه بودن،غم،غصه،نا امیدی،شکنجه روحی،دلتنگی،صبوری،اشک بیصدا،
هق هق شبونه،افسردگی،پشیمونی،بی خبری و دلواپسی و .... !
برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد
و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد
تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!!
متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد...
و قبل از همه ی اینها متنفرم از انتظار ...
از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

http://royayatalkh.persianblog.ir/
فراموش می کنم
فراموش می کنم تقدیزی را که با تو رقم خورده شد
فراموش می کنم لحظاتی را که با تو سپری شد
فراموش می کنم نفسی را که با نفس تو هماهنگ شد
فراموش می کنم دلی را که برای وداع تو ترک خورده شد
فراموش می کنم اشکی را که برای انتظار تو جاری شد
فراموش می کنم رویاهایی که با تو پروزانده شد
فراموش می کنم ارزوهایی که با وجود تو محقق شد
فراموش می کنم خونی که با نبض تو در رگ هایم جاری شد
فراموش می کنم
فراموش می کنم
زندگی!
دوست!
تو....
همه چیز را فراموش می کنم
من می توانـــــــــــــــــــــــــــــــــم...

عشق چیست؟
عشق حدیثی است که با یک نگاه ولبخند شروع با بوسه ای به اوج وبا قطره اشکی به پایان میرسه
سلام...!
خوبین؟ من که خییییییییییییلی خوبم. دیروز و امروز خیلی خوش گذشت.
بیخیال. یادم نبود. دیگه باهاتون حرف نمیزنم. چون شمام باهام حرف نمیزنین. فقط مینویسم
((به نام خدا))
خسته ام! من هنوزم خسته ام! از وقتی شروع به نوشتن این دفتر کردم تا الان, من همیشه خسته بودم. ولی هنوزم دارم میرم! شاید من ادم بی اراده ای باشم ولی ضعیف نیستم. از این لحاظ به هر دو الگوی زندگیم شباهت دارم. من ادم خستگی ناپذیریم. من همیشه خسته ام ولی هیچوقت به خودم اجازه نمیدم که واقعا خسته بشم. ولی این دیگه اخرین باره. به قیمت جونم, نفسام, زندگیم, همه چیزم, تا تهش میرم. خدایا! گمت کردم! تو رو هرکی دوس داری, فانوسو روشن کن. بدون تو, خودمو گم کردم! خدایا این اخرین باره! میشنوی؟!!! میخوام تا تهش برم. من 40 شب نماز شب میخونم. همه ی نماز قضاهام رو میخونم. تمام تلاشم رو میکنم که 2 تا کار بزرگ دیگه رو انجام بدم. حجابم رو خوب میکنم. نه!!! من دیگه کم نمیارم. اگه شد که شد. اگه نشد دیگه نمیشه که نمیشه که نمیشه! خدایا ممنونم, به خاطر همه چیز.
14/9/1389 18:17
ادامه مطلب
فرشته و فرشتگان موجودات فرا انسانی هستند که در بسیاری از ادیان شناخته میشوند. طبیعت فرشتگان و امور مرتبط با آنان در ادیان و سنن متختلف، متفاوت است. در یهودیت و مسیحیت و اسلام، آنها معمولاً به عنوان پیام آوران از سوی خدا عمل میکنند. آنان همچنین گاهی نقشهای جنگجو و نگهبان را به عهده دارند. نظریات در مورد مختار بودن یا مجبور بودن فرشتگان متفاوت است. همچنین فرشتگان با امشاسپندان در کیش زرتشت (مزدیسنا) قابل مقایسه اند. در حالیکه تظاهر فرشتگان متفاوت است، بسیاری آنان را همچون آدمیان تصویر کرده اند.در باورهای عامیانه فرشته نماد پاکی و خیرخواهی است.

شکل گیری اعتقاد به فرشتگان
بسیاری از محققین سکولار معتقد هستند که مفهوم فرشته توسط دین زرتشتی به ادیان ابراهیمی معرفی شده است.در ابتدای شکل گیری ادیان ابراهیمی، خدا بصورت موجودی بود که در کارهای بشر دخالت میکند و آنها را در صورت لزوم بی رحمانه تنبیه می کند. این خدا منعکس کننده طرز فکر انسان کوچ نشین و بدوی آن زمان بود که می توانست شخصاً با انسان صحبت نماید. به مرور تحت تاثیر دین زردشتی خدا موجود آسمانی و فرا سوی دسترس انسانها و بخشنده و مهربان شد. در این هنگام بود که نیاز بود که حد فاصل به انسان و خدا را موجودی مانند فرشتگان پر نماید. از این هنگام انسانها بجای خدا با فرشتگان سخن می گفتند. فرشته مانند جبرئیل یاوحی مسئولیتی دارند
فرشتگان مقرب
فرشتگان مرتبههای متفاوتی دارند.فرشتگانی که از همه به خدا نزدیک تر اند، مقرب نامیده می شوند.چهار فرشته مقرب در اسلام عبارت اند از:
- میکائیل
- اسرافیل (فرشته صور)
- جبرئیل (فرشته وحی) که در قرآن با نام روح الامین یا روح القدس نیز آمده است.
- عزرائیل (فرشته مرگ)
فرشته در ادیان مختلف
- زرتشت:به شش فرشته بلند مرتبه زرتشتی امشاسپندان و به دسته دیگر که مقام پایین تری دارند، ایزد گفته می شود.ایزدان دو دسته اند، ایزدان مینوی و ایزدان دنیوی . تمامی فرشتگان مخلوق اهورامزدا هستند و هر امشاسپند مظهر یکی از صفاتهای او است.
- اسلام:با اینکه فرشتگان (به تعبیر قرآنی "ملائک" جمع "ملائکه") موجوداتی غیر مادی اند به طور معمول با استفاده از تصویر و تمثیل از آن ها یاد شده است.در قرآن کریم، فرشتگان با بالهای دوگانه، سه گانه یا چهار گانه معرفی شده اند که حکایت از تواناییهای متعدد آنان دارد.فرشتگان جایگاه و کار معینی دارند و هیچ گاه از فرمان خدا سر باز نمی زنند و میتوانند با چهره انسان، بر پیامبران و برخی از اولیای الهی ظاهر شوند.آنان در زمانهای گوناگون به یاری مومنان می آیند و آنان را در حل مشکلات یاری می دهند و هنگامی که خداوند آدم را خلیفه خود در زمین گردانید تمامی فرشتگان به جز ابلیس بر او سجده کردند.ابلیس که خود از جنیان بود و با عبادات بسیار به این مقام معنوی رسیده بود، به دلیل تکبر و نافرمانی از بهشت رانده شد. به باور مسلمانان همواره دو فرشته همراه انسان اند که کارهای نیک و بد او را ثبت میکنند.فرشته ثبت کننده کارهای بد در شانه چپ و دیگری در شانه راست قرار دارد.به این دو فرشته در قرآن کرام الکاتبین گفته میشود که به معنی دو نویسنده بزرگوار است
- یهودیت:در این دین، فرشتگان به منزله بندگان خدا هستند که دستورات او را در زمین اجرا می کنند.آنان مومنان را حمایت و کافران را تنبیه می کنند و وحی را به انسانها می رسانند.گاهی هم امکان دارد در زمین به شکل انسان ظاهر شوند.
- مسیحیت:در انجیل، در موارد متعددی از فرشتگان صحبت شده است.فرشتگان پیش از انسان آفریده شده اند، مرتبه هایی دارند و محافظ انسان اند.درود فرستادن و به نوعی پرستش بعضی از فرشتگان مانند میکائیل در کلیساهای مسیحی رایج است و از سدهٔ چهارم میلادی، در سرزمینهای مسیحی نماز خانه هایی برای میکائیل ساخته شده است.
دعای شما میتواند بیماری را
محبوسی را
گرفتاری را
قهر کرده ای را
بی کسی را
غریبی را
به خانه اش برساند
دریغ نکن...





