تبلیغات
سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
خداوندا... مرا واسط عشق خود میان آدمیان کن تا آنجا که نفرت است... عشق را ارزانی دارم... - دلنوشته17


خداوندا... مرا واسط عشق خود میان آدمیان کن تا آنجا که نفرت است... عشق را ارزانی دارم...

                            ((به نام خدا))
فقط 25 روز مونده. 25 روز مونده به عید. ولی من هیچ هیجانی برای شروع شدن سال نو, عید نوروز که همیشه عاشقش بودم, ندارم! همه ی روز خودمو به بیخیالی میزنم. از روی کتاب رونالدو مینویسم و سعی میکنم از اون یاد بگیرم. امروز تموم شد. نویسنده ی وبلاگ نوشته حالاحالاها بقیه ی ترجمش رو نمیتونه بنویسه. اصلا بنویسه. چه فایده؟ رونالدو با تعریف کردن زندگی, خاطرات و لحظه هاش چیزای اموزنده ی زیادی رو به خواننده ی کتاب یاد میده, ولی من توی اونا هیچ راهی برای رسیدن به معجزه نمیبینم. سعی میکنم این جمله ی کوروش بزرگ که میگه شاید اخرین کلید باقیمانده بازگشاینده ی قفل باشد رو همیشه به یاد داشته باشم. ولی کلیدی پیدا نمیکنم. پریشب خواب دیدم دوروبر خونمون, همه جا پر شده بود از مسجد! میخوام بگم فردا صبح مامانم زنگ بزنه به امام جمعه و تعبیرش رو ازش بپرسه. امیدوارم کلیدم یا راهی یا لااقل کوره راهی برای رسیدن به کلیدم رو توش پیدا کنم. کاش میتونستم نماز بخونم. خاک برسرم! اون وقت که میتونستم, نخوندم و حالا.... همیشه همین بودم. همیشه همه ی فرصت ها رو از دست میدم و اونا رو به خاطره ای فراموش شده تبدیل میکنم و به تاریخی نانوشته میسپارمشون! امروز داشتم به این فکر میکردم که چن نفر ارزوهایی مشابه کوروش داشتن؟ ولی فقط یه نفر از اونا شد کوروش بزرگ. چن نفر ارزوهایی مشابه من دارن؟ فقط یه نفر از ما میشه اونی که رویای ماست و اون یه نفر باید خیلی قوی باشه. حتی خیلی قوی تر از کسی مثل کوروش بزرگ که پدرش شاه پارس و مادرش شاهزاده ی ماد بود و ارزو داشت ایران رو با عزت کنه. من هیچی ندارم. دستام خالی خالی ان و ارزوهای خیلی بزرگی دارم, ارزوهایی که هیچی ازشون ندارم!!! من باید خیلی قوی باشم. شاید بهتر باشه... هرچند ممکنه مسخره باشه... ولی شاید بهتر باشه این 25 روز رو قوی باشم, مثل یه ادم محکم, مثل رونالدو که مقاوم بود برای چیزایی که هیچی ازشون نداشت. اره. فکر کنم این فکر بهتری باشه از نا امیدی و غصه خوردن.
1389/12/4                                     20:36


                             ((به نام خدا))

چقدر افکار دکتر شریعتی رو دوس دارم! از همون کتاب ((تاریخ و شناخت ادیان)) هم معلوم بود که چه ادم بزرگیه. من خیلی از فلسفه خوشم نمیاد. به نظر من, ادما ازادن. ادما برای ازادی افریده شدن. به قول کوروش بزرگ:((هستی بخش جهان از سرشت ادمی, ازادی را افرید.)) من فکر میکنم این خیلی جالب نیست که ادم برای هر کاری کلی فلسفه سازی کنه و فکر کنه که چی باید بشه و چی نشه!_( میدونم که فلسفه رو نفهمیده بودم)_ ولی فلسفه تا یه حدی باید تو زندگی ادم وجود داشته باشه. به نظر من بهتر بود فلسفه هم یکی از دروس عمومی همه ی رشته ها میشد.. این به نظر خیلی بهتر از اون درس لعنتی عربی میاد. هرچند فلسفه مطمینا برای من درس سختی بود چون هیچوقت از حفظ کردن درسا به اجبار و برای نمره گرفتن خوشم نمیومد, اما این میتونه به رشد فهم مردم کمک کنه.  بگذریم. میخوام فال حافظی رو که دیشب گرفتم بنویسم. اول به نیت اینکه مدت زیادی باقی نمونده و من میخوام همه چیز رو به خدا بسپارم و همه ی وجودم پر از ترسه و باید چی کار کنم و...., گرفتم و دراومد:(( چرا دودل و مردد هستی؟ کاری را که نیت کردی انجام بده تا موفق شوی. از مصائب و مشکلات, نگران و هراسان نشو. هیچ کاری بدون سعی و تلاش و بدون تحمل رنج و سختی به نتیجه نمیرسد. پس دل به دریا زن و شروع به کار کن.)) من که خیلی درمونده بودم و یه جواب صریح و روشن میخواستم, ازش خواستم واضح تر حرف بزنه و معنی فال قبلی رو بهم بگه که گفت:(( دوران نحوست و غم سپری میشود و خورشید بخت و اقبال تو به زودی طلوع خواهد کرد. صبر و استقامت کلید پیروزی است. به خداوند ایمان داشته باش تا قوی تر و نیرومندتر باشی.)) خدا! من خیلی حافظو دوسش دارم! یعنی همه ی ایرانیا دوسش دارن. اون محرم راز همه ی مردم ایرانه. محرم رازهای مردم سرزمین پاکی و عشق! تورو خدا هواشو تو بهشت سفارشی داشته باش. کاش شیرازی بودم تا هروقت خواستم, میتونستم برم سر خاک حافظ یا کوروش بزرگ. ولی چقدر خوب شد که حافظ به شاخه نبات نرسیدا! اون به شاخه نبات نرسید که به تو برسه. نکنه منم قراره به چیزایی که میخوام نرسم تا به تو برسم؟ این خیلی خوبه که به تو برسم ولی نمیشه هم اونا رو داشته باشم هم تورو؟ نه دیگه. نمیشه که هم خرو داشت هم خرما رو. ولی کوروش داشت! وای که چقدر این ادم بزرگه!!! تصورش هم برام سخته. من دیگه حوصله ی فکر کردن ندارم خدا. حافظ هم که تایید کرد, دیگه باید خودم رو به تو بسپارم. مواظبم باش خدا. هوامو داشته باش. میبینی وقتی ادمی از عزیزش جدا میشه, اونو میسپاره به یه کسی؟ منم الان دارم از خودم جدا میشم و خودمو به تو میسپارم. پس امین باش خدا. من دیگه نمیخوام با خودم باشم. میخوام از خودم جدا شم. فقط میخوام مال تو باشم. میخوام همه ی وجودم فقط تو باشه. میخوام سرشار از تو باشم خدا. سرنوشت من مال تو. نمیخوام بنویسمش. این قلم تو دست من میشکنه. خودت زحمتشو بکش. شاید کمی سرکشی کنم که اونم مقتضای انسان بودنمه, ولی نهایتا هرچی که نوشتی, با جون و دل میپذیرم. چاره ی دیگه ای ندارم. خدا! یه جوری منو از شر این 23 روز خلاص کن. حالم داره از شمارش روزها به هم میخوره.
1389/12/6                                    23:50



نوشته شده در یکشنبه 5 آذر 1391 ساعت 06:18 ب.ظ توسط فرشته . نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ



آریان پی سی - سرویس خواب - آی سی پی ام دی | پی سی سون - اخبار روز - آگهی رایگان - گویا آی تی - تک تمپ - اخبار روز - گرافیک - وبلاگ

كد ماوس