تبلیغات
سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
خداوندا... مرا واسط عشق خود میان آدمیان کن تا آنجا که نفرت است... عشق را ارزانی دارم... - حواسمان باشد...


خداوندا... مرا واسط عشق خود میان آدمیان کن تا آنجا که نفرت است... عشق را ارزانی دارم...

در تاریخ حادثه ای است که اینگونه روایتش می کنند:

«عبدالله بن خبّاب بن ارت» از طرف امیرالمومنین علی علیه السلام، والی منطقه ای بود. در مسیر، خوارج او و همسر باردارش را به اسیری گرفتند و با خود راهی ساختند. در نزدیکی مسیر یکی از خوارج با شمشیر ضربتی بر خوکی وارد کرد. دیگران سرزنشش کردند که چرا چنین کردی درحالیکه آن خوک متعلق به یک غیرمسلمان اهل ذمه است پس باید حلالیت بطلبی و او چنین کرد.

در ادامه مسیر دانه ی خرمایی افتاده بود که یکی از خوارج آنرا برداشت و در دهان گذاشت بلافاصله دیگران سرزنشش کردند که چرا چنین کردی در حالیکه صاحب مال را نمی شناسی پس بلافاصله دانه ی خرما را از دهان بیرون افکند!

عبدالله بن خباب که چنین پرهیزکاری از خوارج دید گفت «نگرانی برما نیست و بر ما ظلمی نخواهد رفت»
در نهایت عبدالله را نزد بزرگانشان بردند. پرسیدند نظرت درباره ی ابوبکر و عمر چیست و او از سر تقیه آن دو را تمجید کرد. سپس پرسیدند درباره ی کفر علی سخن بگو. او امتناع کرد. پس او را در کنار نهر سر بریدند؛ آنگاه شکم زن حامله اش را دریدند و جنینش را بیرون آورده و سر از تنش جدا کردند!

------------------------

شبیه این حادثه در روزگار ما کم نیست ... وقتی آدمی حق را به خود بدهد، از انجام هیچ کاری ابایی ندارد چرا که گمان می کند حق انجام آن را دارد ...

حالا اگر همین آدمی رنگ اسلام و انقلاب به خود بگیرد چه فاجعه ای که نمی شود ... مظلومیت این انقلاب همین جاست، انقلاب ما آرمانش مشخص است ... حرفش روشن ... اما گاه آنان که رنگ اسلام انقلابی را به خود می گیرند به گمان آنکه چون بر حق هستند چه ستم ها که نمی کنند ...

منبع متن: http://hamparseh-abiha.persianblog.ir/


نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد 1392 ساعت 07:48 ب.ظ توسط فرشته . نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ



آریان پی سی - سرویس خواب - آی سی پی ام دی | پی سی سون - اخبار روز - آگهی رایگان - گویا آی تی - تک تمپ - اخبار روز - گرافیک - وبلاگ

كد ماوس