تبلیغات
سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
خداوندا... مرا واسط عشق خود میان آدمیان کن تا آنجا که نفرت است... عشق را ارزانی دارم... - مطالب هفته اول شهریور 1391


خداوندا... مرا واسط عشق خود میان آدمیان کن تا آنجا که نفرت است... عشق را ارزانی دارم...

حکـــــــــــــــــــــایت من…

حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت…

دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت…

حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد…

زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد…

گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت…

حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه…

پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود…

http://naghmehsara.i


نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور 1391 ساعت 11:09 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

سر به هوا نیستم

امــــــــــــا

همیشه چشم به آسمان دارم

حال عجیبی ست

دیدن همان آسمان که

“شاید “تــــــــــــو

دقایقی پیش

به آن نگاه کرده ای…!!!!


 

http://naghmehsara.ir


نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور 1391 ساعت 11:04 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

بگـــذار آغوشم بـــرای همیشه یخ بـــزند .

نمی خواهم کـــسی شـــال گردن اضافی اش را دور گـــردن احســـاسم بیاندازد . . . !

http://naghmehsara.i


نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور 1391 ساعت 10:37 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد،

نمیدانم نداشتنت سخت تر است یا تحمل اینکه دیگری تو را دارد…

http://naghmehsara.ir

 


نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور 1391 ساعت 10:21 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

عازم یک سفــــــــــــــرم

سفری دور به جایی نزدیـــــــــــــک

سفری از خود من به خــــــــــــــــــــــــــــودم

مدتی است نگاهم به تماشای خداســـــــــــــــــــــت

و امیـــــــــــــــــدم به خداوندی اوســــــــــــــــــــــــــــت…

508

http://naghmehsara.ir/page/4/


نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور 1391 ساعت 10:20 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

نمیدانم چقدر از شهر من دوری،اما همه جا حست میکنم…

میشنومت…

تو تکرار همیشگی عشقـــــــــــــی

و من فقط انعکاس بی ارزش نور تو هستم…

http://naghmehsara.ir


نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور 1391 ساعت 10:15 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

کاش میدونستی
اونی که نشسته
همیشه خسته نیست !
شاید جایی برای رفتن نداره …!!!

http://naghmehsara.ir/


نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور 1391 ساعت 10:13 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

. هرچیزی را باید تا حد امکان ساده کرد، اما نه ساده تر از آن.

. نگران آینده نیستم، خودش به زودی خواهد آمد.

. روشن فکران مشکلات را حل میکنند ولی نوابغ از بروز آنها جلوگیری میکنند.

. غیرقابل درک ترین چیز در مورد دنیا این است که قابل درک است.

. دنیا جای خطرناکی برای زندگی است نه به خاطر مردمان شرور ، بلکه به خاطر کسانی که این شرارتها را می بینند و کاری در موردشان انجام نمی دهند.

. مثال زدن یک راه آموزش دادن نیست، تنها راه آن است.

. عمیقا معتقدم که اساس جهان زیبا و ساده است.

. زندگی مثل دوچرخه سواری است برای حفظ تعادل باید حرکت کرد.

http://parisanotes.blogfa.com/


نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 ساعت 11:44 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

خودم را هفت بار سرزنش كردم:

مرتبه نخست زمانی كه سعی كردم از راه دورویی به بزرگی برسم.

مرتبه دوم وقتی در مقابل افلیجان لنگیدم.

مرتبه سوم وقتی میان سخت و آسان، آسان را انتخاب كردم.

مرتبه چهارم وقتی كه اشتباه كردم و خودم را با اشتباه دیگران دلداری دادم.

مرتبه پنجم وقتی كه از ضعف سست شده بودم و سستی خود را به توانمندی تبدیل كردم.

مرتبه ششم وقتی كه دنباله های خود را از كثافت های دنیا جمع كردم.

مرتبه هفتم وقتی كه در مقابل خداوند به مناجات و راز و نیاز پرداختم و فكر كردم كه دعا فضیلتی درخور اوست.

جبران خلیل جبران

http://parisanotes.blogfa.com/

 


نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 ساعت 11:40 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

آرام آرام خواهید مرد اگر سفر نكنید، اگر كتاب نخوانید

                 اگر به صداهای  زندگی گوش ندهید

                             اگر آنچه می كنید ارزیابی نكنید

 

آرام آرام خواهید مرد

وقتی كه عزت نفس خود را بكشید، وقتی كه به دیگران امكان ندهید به شما كمك كنند.

آرام آرام خواهید مرد اگر بنده عادت های خود شوید و هر روز بر همان مسیرهایی كه پیوسته می روید بروید،

             اگر مسیر خود را عوض نكنید،

                  اگر لباس هایی به رنگ های مختلف نپوشید،

                         اگر با كسانی كه نمی شناسید صحبت نكنید.

 

آرام آرام خواهید مرد اگر از عشق ورزیدن پرهیز كنید،

و از همه آن احساساتی كه انسان را آشفته می سازد و كسانی كه باعث می شوند تا چشمان شما برق بزنند و قلب شما به تپش درآید.

 

آرام آرام خواهید مرد وقتی كه از كارتان راضی نیستید یا از عشق خود گله دارید و قصد ندارید كه زندگیتان را تغییر دهید،

 اگر به خود اجازه ندهید كه حداقل برای یك بار هم شده از نصیحت های قابل درك فرار نكنید

اگر خطر نكنید و به دنبال آنچه كه در مقابل نامطمئن ها بی خطر است نروید،

اگر به دنبال رویاهای خود نروید،

 

امروز زندگیتان را آغاز كنید

امروز دل را به دریا بزنید، كاری انجام دهید..........

به خودتان اجازه ندهید كه آرام آرام بمیرید و فراموش نكنید كه همواره بانشاط باشید.

http://parisanotes.blogfa.com/


نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 ساعت 11:37 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

اگر راه پیش رویت راه رویاهایت است به آن متعهد باش

   به این بهانه راه خروج را باز مگذار :

                      "هنوز وقت رفتن به سوی رویاهایم نیست."


این جمله که بسیار به کار می رود بذر شکست را در خود دارد. راهت را پی گیر حتی اگر می دانی وضع کنونی ات بهتر است.

اگر امکانات خود را هم اکنون بپذیری به یقین در آینده بهتر خواهی بود، اما اگر اسیر مرزهایت شوی هرگز از آنها رد نخواهی شد.


با شهامت به راهت قدم بگذار،

                     از انتقاد دیگران نترس

                       و از همه مهم تر نگذار منتقد درون خودت فلجت کند.


در شب های بی خوابی و بی قراری خدا با توست، با عشقش و اشک های پنهانش ....

خدا ، خداوندگار شجاعان است.


پائولو کوئلیو

http://parisanotes.blogfa.com/


نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 ساعت 11:29 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

-  من هرگز نمی نالم، قرنها نالیدن بس است. من میخواهم فریاد بزنم، اگر نتوانستم سکوت میکنم، خاموش بودن بهتر از نالیدن است، نالیدن فرزندان ماکیوالیسم را مغرور میکند.......     

-  خدایا در برابر هر انچه که انسان ماندن را به تباهی بکشد، با "نداشتن" و "نخواستن" رویین‌تن کن!

-  خدایا به من قدرت تحمل عقیده مخالف ارزانی کن.

- خدایا شهرت، منی را که می خواهم باشم قربانی منی که  می خواهند باشم نکند .

-   خدایا تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.

-  خدایا عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار.

-  آدم وقتی فقیر میشود خوبیهایش هم حقیر میشوند اما کسی که زر دارد یا زور دارد عیبهایش هم هنر دیده میشوند و چرندیاتش هم حرف حسابی بحساب می آیند.


 


نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 ساعت 11:19 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

. به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید

. همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.

. وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد.

. هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.

. عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .

. در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .

. مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .

. آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .

. وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .

. این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.

. اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند .

. وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .

. وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .

. زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .

http://parisanotes.blogfa.com/


نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 ساعت 11:10 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

  آموخته ام كه چگونه زندگی کنم. 

آموخته ام که  به انسان ها مانند سکوی پرتاب نگاه نکنم.

آموخته ام که  انسان های بزرگ هم اشتباه می کنند.

آموخته ام که تنها نیازی که مرا کامل می کند نیاز به خداست.

آموخته ام که گاهی کوچک ترها بیشتر از بزرگترها می دانند.

آموخته ام که اگر راجع به چیزی نمی دانم با شهامت بگویم نمی دانم.

آموخته ام که قبل از رسیدن به هر هدفی باید ظرفیت وفرهنگ آن را در خود پرورش داد.

آموخته ام كه ایمان یعنی خواستن بدون انصراف و توكل بدون انقطاع.

آموخته ام که آینده مكانی نیست كه به آن جا میروم بلكه جایی ست كه خود آن را به وجود می آوریم.

آموخته ام که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.

آموخته ام  که پول شخصیت نمی خرد.

آموخته ام که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد.

آموخته ام که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان.

چارلی چاپلین

http://parisanotes.blogfa.com/


نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 ساعت 11:08 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

آدمهای ساده را دوست دارم.
        همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند.
        همان ها که برای همه لبخند دارند.
        همان ها که همیشه هستند،
        برای همه هستند.

آدمهای ساده را
   باید مثل یک تابلوی نقاشی
                     ساعتها تماشا کرد؛
عمر شان کوتاه است،

    بس که هر کسی از راه می رسد

    یا ازشان سوء استفاده می کند یا زمینشان میزند

    یا درس ساده نبودن بهشان می دهد

 آدم های ساده را دوست دارم.
                بوی ناب “ آدم ” می دهند...

http://parisanotes.blogfa.com/


نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 ساعت 11:03 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

انسان ، از بهشت که بیرون آمد، دارای اش فقط یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود. و مکافات این وسوسه هبوط بود.

 فرشته ها گفتند:تو بی بهشت میمیری، زمین جای تو نیست، زمین همه ظلم است و فساد. و انسان گفت:اما من به خودم ظلم کرده ام، زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین میخواهد، پس زمین از بهشـت بهتراست. خدا گفت: برو و بدان جاده های که تـو را دوباره به بهـشت میرساند و از زمین مى گذرد؛ زمینی آکنده از شروخیر، آکنده از حق و از باطل، از خطا و از صواب؛ و اگرخیر و حـق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه… و فرشته ها همه گریستند.

اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسـان بردرگاه بهشت وامـانده بود. می ترسید ومردد بود. و آن وقت خدا چیزی به انسان داد، چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات رابه غبطه واداشت. 

انسان دستهایش را گشود و خدا به او «اختیار» داد. خدا گفت: حالاانتخاب کن. زیرا تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت پاداش به گزیدن توست. عقل و دل و هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و نبرد و صبوری را. 

وایـن آغـاز انـسـان بـــود.

http://parisanotes.blogfa.com/


نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 ساعت 11:01 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

در فولکلور آلمان قصه ای هست که اینچنین بیان می شود:

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد؛ برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.

متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می رود، مثل دزدی که میخواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ می کند و... . آنقدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند، نزد قاضی رفته و شکایت کند.

اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد. زنش آن را جابجا کرده بود.

مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود ، حرف می زند و رفتار میکند.


پائولو کوئلیو

http://parisanotes.blogfa.com/


نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 ساعت 10:55 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |

شخصی را به جهنم میبردند. در راه برمیگشت و به عقب خیره میشد.

ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید.

فرشتگان پرسیدند: خداوندا چرا؟!

پروردگار فرمود: او چندین بار به عقب نگاه کرد......

او امید به بخشش داشت...

http://javani-1370.blogfa.com/


نوشته شده در شنبه 4 شهریور 1391 ساعت 10:34 ق.ظ توسط فرشته . نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ



آریان پی سی - سرویس خواب - آی سی پی ام دی | پی سی سون - اخبار روز - آگهی رایگان - گویا آی تی - تک تمپ - اخبار روز - گرافیک - وبلاگ

كد ماوس